نوشته شده توسط saatha @ ساعت۳:۱۵ قبل از ظهر در ۳۱ شهریور ۱۳۸۶
مقدمه : برای رفع سوء تفاهمات از قبل باید بگم چند چیز باعث شد که دیروز این مطلب رو بنویسم .
هم اتاقی های جدیدم در بدو ورودم به اتاق من رو دوست نداشتن و الان هم هنوز حس خوبی نسبت بهم ندارن.
دوستای قدیمیم من و کارهام رو غیر قابل درک میدونن و کلا به زور [...]
نوشته شده توسط saatha @ ساعت۱:۴۱ قبل از ظهر در ۳۱ شهریور ۱۳۸۶
یک هفته هنوز از بستن وبلاگم نگذشته که دوباره بازش میکنم . وقتی mailneveshteha رو به خاطر “یه مزاحم” ( غریبه ) بستم خیلی ناراحت بودم . با اینکه اغلب مطلالبش copy-paste بود ولی به وجودش و به آپ کردن عادت کرده بودم . وقتی بستمش تنها امیدم این بود که دیگه کسی از طریق دنیای مجازی مزاحم نمیشه و [...]
نوشته شده توسط monire.wp @ ساعت۱:۰۸ قبل از ظهر در ۳۰ شهریور ۱۳۸۶
تا به حال چند بار به جمله “دل به دل راه داره” فکر کردی ؟! چه قدر بهش معتقدی ؟! چه قدر به عمیق بودن این جمله پی بردی ؟! چند بار تجربه اش رو داشتی؟!
بذار یه جور دیگه بگم : تا حالا شده بتونی فکر کسی رو بخونی ؟! بدونی طرف مقابلت چی [...]
نوشته شده توسط saatha @ ساعت۵:۲۱ بعد از ظهر در ۲۴ شهریور ۱۳۸۶
خوب !! در وبلاگ رو تخته کردم ولی مهم اینه که هنوز میشه از BCR برای خوندن نظرات کمک گرفت !! پس نیاز نیست خودت رو اذیت کنی . حرف دلت رو توی نظرات همین پست . یعنی پست ۲۲۲ بزن !! اگه خیلی دوستت دارن میان و از این طریق مطلبت رو میخونن
نوشته شده توسط monire.wp @ ساعت۳:۰۳ قبل از ظهر در ۲۴ شهریور ۱۳۸۶
اینم عکس بزغاله خوشکل ۵ روزه من !!
نوشته شده توسط saatha @ ساعت۱۲:۱۳ بعد از ظهر در ۲۲ شهریور ۱۳۸۶
توی این خونه من یک سربازم . یک سرباز مترود و مفلوک . یعنی همه ما ۵ نفر ، سربازیم و یه رئیس پادگان مشخص داریم .
خسته شدم از اشتباه نکردن و تنبیه شدن . خسته شدم از این همه اضافه خدمت خوردن . خسته شدم از فرمان های به جا و نا به [...]
نوشته شده توسط saatha @ ساعت۱۱:۲۰ بعد از ظهر در ۲۱ شهریور ۱۳۸۶
امشب دو تا نظر باحال داشتم که کفم رو برید . متاسفانه خصوصی داده شده بود و نویسنده هیچ کدوم رو نمیشناختم ولی با این حال فکر نمیکنم مشکلی داشته باشه اون رو اینجا بزنم :
چهارشنبه ۲۱ شهریور۱۳۸۶ ساعت: ۱۴:۵۴
توسط:سلام
.سلام.گفتی: اگر خواستین برام کادو بخرین بهتره کتاب باشه . خصوصیات یک کتاب خوب :- [...]
نوشته شده توسط saatha @ ساعت۱۱:۰۱ بعد از ظهر در ۲۰ شهریور ۱۳۸۶
۲۱ شهریور روز ملی سینما ست ٬ برای ما سینما از دهه ۶۰ آغاز شده است . از “باشو” و “دونده” و “اجاره نشین ها” . ۲۰ سال و اندی است که راز و رمز و پیچ و خم های این سینما را دنبال کرده ایم . سینمایی که گنج هنر پس از انقلاب بود [...]
نوشته شده توسط saatha @ ساعت۱۰:۳۳ قبل از ظهر در ۲۰ شهریور ۱۳۸۶
اینم عکس بزغاله خوشکل ۵ روزه من !!
نوشته شده توسط saatha @ ساعت۳:۵۵ بعد از ظهر در ۱۹ شهریور ۱۳۸۶
دوست عزیزم ! شازده کوچولو !!
شاید نتونم برات مثل گلت باشم . شاید نتونم روباهی باشم که رامش کردی ولی میتونم بره ای باشم که آنتوان برات نقاشی کرد و بعد براش پوزبند گذاست .
.
.
گفتی دوستم داری . گفتی نامرد نیستی . گفتی …. نیاز به گفتن نبود . میشد از نگاهت هم خواند .
و [...]