آرشیو برای آذر ۱۳۸۶


یه گله گوسفند

نوشته شده توسط saatha @ ساعت۹:۳۲ بعد از ظهر در ۳۰ آذر ۱۳۸۶

مثل خُل ها!! وقتی این عکس رو توی یاهو دیدم کلی کیفوری شدم و لذت بردم.
این همه گوسفند!!
 اصلا گوسفند رو ولش کن! چوپانی خیلی باحاله

پ.ن. امان از دست دوستای بی معرفت. به خصوص اونایی که دسته جمعی میرن گردش و حتی یادی هم از ما نمیکنن!! سر دسته شون هم یه چوپان دروغگوست.


بوی پول می آید

نوشته شده توسط saatha @ ساعت۶:۰۶ قبل از ظهر در ۳۰ آذر ۱۳۸۶

بچه ها روز عید که میشه به غیر از عیدی با چیز دیگه ای حال نمیکنن.  پس ای آن کسی که ادعات میشه از من بزرگتری. و ای کسی که اصرار داری من زیادی بچه ام. دست به کار شو که چشم این بچه کوچک به جیب توست. “دل بچه رو نباید شکست”
عید همگی مبارک
به [...]


لینوکس- مدید- یلدا

نوشته شده توسط saatha @ ساعت۷:۴۲ بعد از ظهر در ۲۹ آذر ۱۳۸۶

لینوکس پر! فایرفوکس پرپر! منیره تیر تو پر!!!
یکی گفت لینوکس ویندوز نیست بعد گفت اینترنت اکسپلورر رو بندازین دور فایرفوکس رو بچسبید در کل این دو تا جمله رو زیاد شنیدم. زیاد تجربه نداشتم. میخواستم تجربه پیدا کنم که …. لطف کردند همون یه سیستم لینوکس خوابگاهمون رو هم بردند. و من تیر تو پر شدم. به [...]

  • ۴ نظر @ لینوکس- مدید- یلدا

و باز هم بزها حماسه می آفرینند

نوشته شده توسط saatha @ ساعت۵:۰۲ قبل از ظهر در ۲۸ آذر ۱۳۸۶

مدتی بود از گوسفند و بز اسمی نبرده بودم. کم کم داشت فراموشم میشد که یک «بزی» هست و یک گوسفندی.  تا اینکه امشب دوست تازه ای پیدا کردم و توی بحثی که راجع به سیاست داشتیم لینکی رو برام فرستاد که وقتی باز شد کلی خنده ام گرفت : نامه یک بزغاله کلا تیتر باحالی داره.
من موندم که [...]

  • ۳ نظر @ و باز هم بزها حماسه می آفرینند

خاکسپاری پیکر پاک شهدای گمنام در دانشگاه صنعتی اصفهان

نوشته شده توسط saatha @ ساعت۵:۳۷ بعد از ظهر در ۲۷ آذر ۱۳۸۶

امروز دانشگاه پر بود از بوی اسپند و بوی گلاب
امروز دانشگاه پر بود از گل های سرخ و سفید و زرد
امروز دانشگاه پر بود از آدمهای کوچیک و بزرگ
امروز دانشگاه ….
امروز دانشگاه حال و هوای دیگه ای داشت. مهمون داشتیم. سه گمگشته. سه گل سرخ. سه عاشق. سه شهید گمنام.

 
و بالاخره پیکر پاک سه [...]

  • ۲۱ نظر @ خاکسپاری پیکر پاک شهدای گمنام در دانشگاه صنعتی اصفهان

شهدا به خیر و خوشی دفن شدند

نوشته شده توسط saatha @ ساعت۵:۰۸ بعد از ظهر در ۲۷ آذر ۱۳۸۶

سرعت اینترنت اینجا خیلی خوبه منتها …. نمیدونم چرا worpress و persiangig رو باز نمیکنه. مگرنه من یه مطلب پر از عکس در مورد خاکسپاری شهدا اینجا میذاشتم. باید ببینم چی پیش میاد.


کلاس عکاسی

نوشته شده توسط saatha @ ساعت۸:۵۵ بعد از ظهر در ۲۶ آذر ۱۳۸۶

توی عمرم این قدر از یه کلاس لذت نبرده بودم. درسته که جلسات اول بود و توضیحات در مورد تاریخچه عکاسی تا حدی خشکش میکرد ولی با این همه وقتی بحث رسید به سرعت شاتر و دریچه دیافراگم و … احساس کردم واقعا دارم از کلاس استفاده لازم رو میبرم. فهمیدم توی دوربین های آنالوگ [...]


کره زمین

نوشته شده توسط saatha @ ساعت۱۰:۲۸ بعد از ظهر در ۲۵ آذر ۱۳۸۶

دنیا را با اره ای به دو نیم کردند : راست و چپ – شرق و غرب
راست شخصیت چپ را له میکند و چپ در جبران آن راست را نقره داغ میکند.
غرب٬ شرق را فاحشه ای میخواند. و شرق غرب را.
همه جا جنگ است. جنگ بین چپ و راست. نه میتوان گفت چپ کاملا [...]


تفاوت

نوشته شده توسط saatha @ ساعت۱۲:۰۴ بعد از ظهر در ۲۵ آذر ۱۳۸۶

یکی از آبجی جان ما بپرسید : “میدانی فرق editor با یک طراح یا تایپیست چیست؟!”
و البته محقق رو هم بهش اضافه کنید
پ.ن. در راستای نظری که در مورد پست کتابی به اسم mailneveshteha داده.


وب لاگ یا وب سایت؟! مسئله این است!!

نوشته شده توسط saatha @ ساعت۳:۰۹ قبل از ظهر در ۲۵ آذر ۱۳۸۶

از ۱۶ آبان تا امروز (۲۵ آذر) تقریبا ۳۹-۴۰ روز میشه. توی این مدت من ۷۰ تا پست جدید گذاشتم. اولش که خودم آمار به این بالایی رو دیدم گفتم “احتمالا چرت و پرت نویسیم زیاد شده” ولی چک کردم، دیدم به غیر از ۱۰-۱۵ تا پست چرند که در مورد خودم یا کارهای روزانم نوشتم بقیه اش تا [...]

  • ۴ نظر @ وب لاگ یا وب سایت؟! مسئله این است!!