نوشته شده توسط saatha @ ساعت۶:۱۲ قبل از ظهر در ۲۱ اسفند ۱۳۸۶
حکایت من و گروه کاربران لینوکس (لاگ یزد و لاگ اصفهان) مثل حکایت ابراهیم رها شده و خوانندگان مجله چلچراغ که :
ژوله اعلام کرد دوست دارید ابراهیم رها رو ببینید ؟ همه گفتن بعله … او هم گفت من هم خیلی وقته که دوست دارم!!
پ.ن. تفاوت در اینه که عده ای هستند که منو میبینند:
۱. [...]
نوشته شده توسط monire.wp @ ساعت۵:۴۴ قبل از ظهر در ۲۱ اسفند ۱۳۸۶
لاگ : گروه کاربران لینوکس
LUG = Linux User Group
حکایت من و لاگ یزد و لاگ اصفهان
نوشته شده توسط monire.wp @ ساعت۱:۴۱ قبل از ظهر در ۲۱ اسفند ۱۳۸۶
۱. تصمیم جدید مبنی بر این بود که «خودشیرینی هم خوب چیزیه» اونم واسه استاد مطیع (استاد درس معارف) بعد از عمری دوران دانشجویی رفتم کتابخونه مرکزی ولی هر چی توی لیست کتاب ها گشتم یا کتاب مورد نظر یافت نمیشد و یا امانت داده شده بود یا … خلاصه ناامید شدم و طبق روال [...]