آرشیو برای ۲۵ اسفند ۱۳۸۶


بزرگی

نوشته شده توسط monire.wp @ ساعت۴:۳۲ بعد از ظهر در ۲۵ اسفند ۱۳۸۶

 یه ضرب المثل هست که میگه:  بزرگی به سن نیست به عقل … هم نیست، به قده
آخه اگه به سن باشه بین خواهرا، میترا ازهمه بزرگتره. به عقل هم اگه باشه من از همه کوچیکترم. پس باید به قد باشه که من از آبجیام بزرگتر باشم!!
پ.ن. عکس کنار وبلاگم عکس ۵-۶ [...]


تزریقی

نوشته شده توسط monire.wp @ ساعت۴:۲۹ بعد از ظهر در ۲۵ اسفند ۱۳۸۶

 دارم دپرس میشم!! خوب من لینوکس میخوام!! چرا اینجا ندارم؟! شیطونه میگه پاشم برم اون کامپیوتر مطب بابا رو بیارم خونه ها!! میخوام خوب! دلم واسش تنگ شده!
- معتاد
- تزریقی
- لینوکسی
- برو بمیر که لینوکس نداری!
پ.ن. رفته بودم توی فروم اوبونتو یهو دلم گرفت! خوب لینوکس ندارم که خیلی چیزها رو امتحان کنم یا بشینم [...]


نوروز ۸۷

نوشته شده توسط monire.wp @ ساعت۱۲:۰۸ بعد از ظهر در ۲۵ اسفند ۱۳۸۶

دکتر مزیدی یه وبلاگ گروهی مدل توییتر (twetter) نویسی ساختن! با محوریت نوروز ۸۷. خوب منم رفتم درخواست عضویت دادم! توی عید اونجا هم مینویسم! منتها … چون مخاطبا رو نمیشناسم نوشتن واسشون یه کم سخته! خیلی خیلی سخته!!
اینجاست


نامگذاری

نوشته شده توسط monire.wp @ ساعت۹:۵۴ قبل از ظهر در ۲۵ اسفند ۱۳۸۶

یکی از مواردی که باعث میشه از یه عکس بیشتر از هر عکسی خوشت بیا – جدای از ایده، سو‍ژه، کیفیت و …- اینه که اسم اون عکس رو چی گذاشته باشند! این رو به تجربه فهمیدم!!
همیشه توی نام گذاری عکس هام به مشکل برمیخورم! به خصوص وقتی که بخوام اسم انگلیسی روشون بذارم . ولی گاها [...]


محل تولد

نوشته شده توسط monire.wp @ ساعت۲:۰۶ قبل از ظهر در ۲۵ اسفند ۱۳۸۶

من و بابا جان و کوچولوهه (منظورم ابجی کوچیکه هست) رفتیم دهات!
وای چه ارامشی داره وقتی در ده قدمی محل تولدت هستی! اون وقته که دوست داری دقیق در محلی که وارد دنیا شدی از دنیا خارج بشی!!
حیف. نذاشتند بیشتر بخوابم. یک خواب دلچسب بعد از ۱ ماه بیخوابی.
پ.ن. بابا جان سوئیچ ماشین رو گم [...]


انتخابات

نوشته شده توسط monire.wp @ ساعت۱:۴۶ قبل از ظهر در ۲۵ اسفند ۱۳۸۶

جمعه ۲۴/۱۲/۸۶ انتخابات مجلس شورای اسلامی
۱. دیشب بابا جان (یا همون حاج آقا) توضیح میدادند که برای چی بهتره به کی رای نداد. (به نظر ایشان این دوره اغلب کاندیداها اصلح هستند) این شد که امروز صبح سر صندوق به محبوبه گفتم «تا بابا نیومدند زود رایت رو بده»


خطاب به …

نوشته شده توسط monire.wp @ ساعت۱:۰۹ قبل از ظهر در ۲۵ اسفند ۱۳۸۶

روی اعصاب آدم راه میری!
درسته که تو دائم یزدی و من گاه به گاه می آم! ولی این دلیل نمیشه که خودت رو صاحب خیلی چیزها بدونی!  میدونی که روال پشت کامپیوتر نشستنم فقط شبهاست. تا ساعت ۱.۵ من رو علاف خودت میکنی که چه؟
بحثی نیست. میسازم. ولی دیگه نه در این حد!

  • دیدگاه‌ها خاموش @ خطاب به …