نوشته شده توسط monire.wp @ ساعت۲:۴۷ بعد از ظهر در ۳۰ فروردین ۱۳۸۷
خروس قندی
یادم می آید بچه که بودیم وقتی اسم «خروس قندی» رو می بردند یاد اون آبنبات چوبی های لیسک مانندی می افتادیم که پیچ پیچی بود! ۵ تومان میدادیم و از مغازه نزدیک خانه مامان بزرگم اینا میخریدیم. ( ۵ تا ۵ تومنی. چه لذتی داشت) دو سه روزه دنبال یکی از اینها میگردم [...]
نوشته شده توسط monire.wp @ ساعت۱:۳۶ قبل از ظهر در ۲۹ فروردین ۱۳۸۷
اول اینکه مشکل آب تا حدی حل شده (حداقلش اینه که آب در داخل لوله هاست! حالا بماند که اعلام فرمودند از این آب ننوشید چون امکان آلودگی خیلی زیاد است) و دوم اینکه ذکر چند نکته رو خالی از لطف نمیدونم :
* مدتی است سایه ام سنگین تر از همیشه شده! یعنی حتی تک و توک مطالب [...]
نوشته شده توسط monire.wp @ ساعت۹:۴۲ بعد از ظهر در ۲۷ فروردین ۱۳۸۷
ما اینجا داریم از تشنگی میمیریم!! آخه نفت آب اصفهان را قطع کرده و الانم آب معدنی در اصفهان نایاب شد. با اینکه آب آشامیدنی رو قطع کردند ولی نمیدونم چرا هنوز مسئولین زیر بار نمیرن و همچنان میگن آب اشامیدنی شهر اصفهان آلودگی نفتی ندارد. پس الکی و بی خود آب رو قطع کردند!!
نوشته شده توسط saatha @ ساعت۵:۲۶ بعد از ظهر در ۲۷ فروردین ۱۳۸۷
احساس میکنم نوشتن توی وبلاگ وردپرسم یه کم سخت شده! یه کم اونجا رسمی تر از اینجاست! نمیدونم چرا دنیای وب رو اینجا میبینم و وب۲ رو اونجا! خودمونی نوشتن و از روزمرگی حرف زدن ها مخصوص وبلاگ نویسان اینجاست و مطلب مفید و خواندنی نوشتن مخصوص اونجا! اینه که برای منی که هر دو [...]
نوشته شده توسط saatha @ ساعت۵:۲۷ قبل از ظهر در ۲۷ فروردین ۱۳۸۷
دیگه به هیچ چیز اعتماد ندارم! حتی به چشمای خودم! حتی به خطوط مخابرات و سیستم های مجهز کامپیوتری و google map و سایت whois و هر چیزی که پرده ای باشه بین من و تو!
میدونی!
دلم برات تنگ شده! خیلی زیاد. میترسیدم بری و دیگه برنگردی. همین ترس باعث شد …. الان که فکرش میکنم [...]
نوشته شده توسط monire.wp @ ساعت۲:۳۰ قبل از ظهر در ۲۷ فروردین ۱۳۸۷
امروز صبح من و محبوبه (این محبوبه یکی از بچه های دانشگاه است٬ با محبوبه دوستم و محبوبه خواهرم اشتباه نگیریدش) برای تهیه گزارش به سلف سرویس دانشگاه رفتیم و یه گزارش تصویری هم گرفتیم! واقعا سلف سرویس دانشگاهمون یه حکومتی داره واسه خودشا! یه چیزی تو مایه های یانگوم اینا!! از اونجایی که گزارش فوق قراره [...]
نوشته شده توسط saatha @ ساعت۳:۴۲ قبل از ظهر در ۲۶ فروردین ۱۳۸۷
چه تاثیر آرام بخشی داره از تو نوشتن! حتی اگه تمام اون ۵۰ خطی که تایپ کردم احمقانه پاک بشه و فقط تیتر مطلب بمونه!
نوشته شده توسط monire.wp @ ساعت۴:۲۳ قبل از ظهر در ۲۵ فروردین ۱۳۸۷
نمیدونم چرا یهو هوسم شد باز از رشته ام مطلب بنویسم! فکر کنم توی این وبلاگم دفعه اولی باشه که میخوام راجع به «ریاضیات زیبا» چیزی بنویسم! در کل باید بگم ریاضیات خیلی زیباست ولی رشته ریاضی در دانشگاه های ما آنچنان زیبایی خاصی نداره. شاید به همین خاطر باشه که خیلی وقته یادم رفته [...]
نوشته شده توسط monire.wp @ ساعت۱۰:۵۵ بعد از ظهر در ۲۳ فروردین ۱۳۸۷
be linux khiyanat kardam o vista ro nasb kardam nasbesh asoon bood, montaha …. network ro rahat barash tarif kardam. alanam faghat moshkelesh ine ke farsinevis nadaram. hadeaghalesh ine ke linux vaghti nasb mishe dar hamoon marhale aval farsi nevis dare, doroste ke ye kam shooresh payine vali bahale. ta hadi az lahaze ehsasi [...]
نوشته شده توسط monire.wp @ ساعت۱۲:۳۷ بعد از ظهر در ۲۳ فروردین ۱۳۸۷
یادمه چندین سال بود که آرزوی داشتن یه دوربین خوب رو داشتم. وقتی دوربین خریدم احساس کردم که دیگه هیچ آرزوی خاصی نیست که داشته باشم (البته الانم چنین احساسی دارما) البته گاها فکر و خیالات و رویاهایی دارم که میشه روی اونها هم اسم آرزو گذاشت. آقای فضانورد ازم دعوت کردن که آرزو های ناممکنم رو [...]