آرشیو برای اردیبهشت ۱۳۸۷
نوشته شده توسط monire.wp @ ساعت۹:۳۱ بعد از ظهر در ۳۱ اردیبهشت ۱۳۸۷
من فقط در موادی که به منافع خودم بربخوره یک دختر بسیار حسود میشم که نگو! ولی در سایر موارد نه تنها بقیه دختر ها رو دوست دارم بلکه گاها به خاطر استعدادها و توانایی هاشون اونا رو ستایش میکنم. اسماء هم یکی از اون دخترایی هست که توی این چند روز واقعا به دوستی [...]
نوشته شده توسط monire.wp @ ساعت۷:۰۶ بعد از ظهر در ۳۱ اردیبهشت ۱۳۸۷
دو روز بود داشتم به این فکر میکردم که این همه موضوع توی سرم بوده که میخواستم در موردش توی وبلاگم بنویسم. بعد هیاتفاقاتی پیش میاومد که نمینوشتم! میخوام شروع کنم به نوشتن! و در آخر هر پست اون پست رو تقدیم کنم به یه نفری که میدونم بیشتر به دردش میخوره! برای شروع دیشب قول [...]
نوشته شده توسط monire.wp @ ساعت۱۲:۵۹ بعد از ظهر در ۳۰ اردیبهشت ۱۳۸۷
نوشته پیشین من راهکار خیلی مزخرفی بود! زیرا لینک ها بعد از ۳ ساعت اپدیت میشوند. شما نادیده بگیرین
نوشته شده توسط monire.wp @ ساعت۳:۱۳ قبل از ظهر در ۳۰ اردیبهشت ۱۳۸۷
مقدمه : یادمه اوایل که فرند فید بورس شده بود منم رفتم و اکانت فرندفیدم رو فعال کردم (۱) وقتی آدرس وبلاگ هام و سایر لینک هام رو بهش اضافه میکردم با خودم فکر کردم که «چه بد میشه اگه تمام دوستانم عضو فرند فید بشن و صفحه من رو ببینن! این جوری هر کار [...]
نوشته شده توسط monire.wp @ ساعت۱۰:۰۹ بعد از ظهر در ۲۸ اردیبهشت ۱۳۸۷
۱. هفته خوابگاه ها برای همه خوابگاهی ها شیرینه (چون مسئولین دانشگاه تحویلشون میگیرن) الا من! فقط و فقط به این خاطر که مسئول سایت خوابگاه ها هستم همه یادشون میره خودم هم دانشجوام و خوابگاهی. دو سالی میشه که از هفته خوابگاه ها متنفرم!
۲. این روزها درگیری های عجیبی دارم! انجمن فرهیختگان دانشگاه صنعتی [...]
نوشته شده توسط monire.wp @ ساعت۴:۲۱ بعد از ظهر در ۲۷ اردیبهشت ۱۳۸۷
نمیدونم عضو توییتر هستین یا نه؟ ولی اگه هستین و مثل من حدود ۱۵۰ تا فالو دارین میتونین درک کنین اعتیاد به توییتر چیه؟! به قول آق فری چاقو کش یکی از شرایط عضویت «داشتن مدت زمان کافی در روز، چیزی حدود ۲۰ ساعت» است! (۱۰ نشانه اعتیاد به توییتر و فرند فید را بخوانید [...]
نوشته شده توسط monire.wp @ ساعت۲:۵۳ قبل از ظهر در ۲۷ اردیبهشت ۱۳۸۷
سفرنامه اردوی شیراز (قسمت سوم)
یادتونه که آخرین جایی که رفتیم باغ ارم بود! ظهر اون روز رو رفتیم باغ جنت شیراز نهار خوردیم! باغ جنت رو نمیدونم تا حالا رفتین یا نه ولی …. به نظر من بهتره بهش بگن بیابون جنت! شاید درخت خیلی داشت ولی به فاصله خیلی زیاد از هم بودن و فضای خالی [...]
نوشته شده توسط saatha @ ساعت۳:۳۵ قبل از ظهر در ۲۴ اردیبهشت ۱۳۸۷
امروز دائم به این فکر کردم که اگه یه روز بهم خبر دادن که داماد شدی من چه حسی پیدا میکنم؟؟ ولی به هیچ نتیجه ای نرسیدم.ایده آلش اینه که دعا کنم خوش بخت بشی.رمانتیکش هم اینه که از غصه بمیرم.شاید به وقتش عکس العمل مناسب نشون بدم. نمیدونم والا!!
ولی یادت باشه بهم یادآوری کنی [...]
نوشته شده توسط monire.wp @ ساعت۳:۰۸ قبل از ظهر در ۲۴ اردیبهشت ۱۳۸۷
به مناسبت هفته خوابگاه ها امشب آقایون محترم و کلفت دانشگاه تشریف اورده بودند خوابگاه خواهران! فکر کن! هلک هلک پا شدم از اتاقمون (طبقه ۴) اومدم طبقه اول!! میبنم همکف هم همه است!! خلاصه معلوم میشه بچه ها دارن مسئولین دانشگاه رو سوال پیچ میکنن! مجبور شدم برگردم اتاق حجاب کنم و برگردم. یه [...]
نوشته شده توسط monire.wp @ ساعت۳:۵۱ قبل از ظهر در ۲۳ اردیبهشت ۱۳۸۷
سفرنامه اردوی شیراز (بار دوم) شماره ۲
ما بعد از خانه زینت الملوک تشریف فرما شدیم باغ ارم (باغ ارم در ویکی پدیا) خوب توی ویکی پدیا بیشتر راجع به تاریخچه گفته شد! یه عکس هم جدیدا در وبلاگ خانم محتشمی دیدم که عکس باغ ارم در دوران قاجاریه است (روش کلیک کنین بزرگشو ببینین) :
اینم مختصری از [...]