نوشته شده توسط monire.wp @ ساعت۱۲:۲۱ بعد از ظهر در ۴ اردیبهشت ۱۳۸۷
تا الانش هم هنوز مطمئن نبودم این شیراز رفتنم قطعی باشه. قضیه اینه که از طرف بچه کاشونی ها میبردند شیراز و از اونجایی که دو تا از هم رشته ای هام مسئول این اردو هستند من دعوت ویژه شده بودم. ولی دیروز زد و این دو تا با هم دعوا کردند! یکیشون (با این یکی صمیمی ترم) میگفت اصلا [...]






