نوشته شده توسط saatha @ ساعت۱:۲۱ بعد از ظهر در ۱۱ اردیبهشت ۱۳۸۷
* زنگ میزند احوالم را میپرسد٬ احوال تو را هم میپرسد٬ با خنده میگویم «خبرش ندارم٬ دو هفته است که اصلا خبرش ندارم» باورش نمیشود. من موضوع رو عوض میکنم.
اعصابم خورد است. این ور عیدی هیچ کلاسی رو نرفتم این دو هفته حتی یادم رفته دانشگاه چه شکلی است. مدتها بود کم خوراک شده بودم این [...]
نوشته شده توسط monire.wp @ ساعت۱۲:۵۴ بعد از ظهر در ۱۱ اردیبهشت ۱۳۸۷
* روز معلمتون مبارک. کسی نیست به من تبریک بگه؟! نا سلامتی ما علوم پایه ها آخرش میشیم معلما! چه طور شما دانشجویان مهندسی از حالا به خودتون میگین مهندس، دانشجویان پزشکی هم به خودشون میگن دکتر، اون وقت ما علوم پایه ها به خودمون نگیم معلم؟! یکی بیاد تبریک بگه بهم! مگرنه دپرس میشما! [...]