نوشته شده توسط monire @ ساعت۹:۱۹ بعد از ظهر در ۲۷ آبان ۱۳۸۷
مرسی مامان که به فکرم بودین. مرسی مامان که دخترتون توی غربته و این همه به یادشین. مرسی مامان که اصلا تو رودر وایسی گیرم ننداختین. مرسی مامان ….
پ.ن. احمقانه ترین کاری که امروز کردم گریه کردن بود.
ضایع ترین کاری که امروز کردم چک کردن حساب بانکیم بود.
لذت بخش ترین کاری که امروز کردم خیابون [...]






