آرشیو برای ۱۴ آبان ۱۳۸۸


و تو چه دانی جادوی زوم در عکاسی چیست؟

نوشته شده توسط monire.ir @ ساعت۸:۰۶ بعد از ظهر در ۱۴ آبان ۱۳۸۸

تعبیری که از زوم بین مردم جا افتاده به خاطر بزرگنمایی اون هست ولی اگه به تعریف لنز زوم دقت کنین «این لنز دارای فاصله کانونی متغیر می‌باشد در نتیجه زاویه دید متغیر دارد و از حالت واید به تله قابل تغییر است» میفهمین مهم اون زاویه دید و عمق میدان است که جادو می [...]

  • نظر بدهید @ و تو چه دانی جادوی زوم در عکاسی چیست؟

اسمایلی حرف زدن با وبلاگ

نوشته شده توسط monire.ir @ ساعت۱۲:۵۲ بعد از ظهر در ۱۴ آبان ۱۳۸۸

این پست نصفه نیمه رو ۱۳۸۷/۰۸/۰۷ نوشته بودم :

میدونم که دلت واسم تنگ میشه. میدونم تحمل دوریمو نداری. ولی چاره ای دیگه نیست. به خودم قول دادم اگه بخوام برم یزد دیگه سراغ نت نیام. منم دلم واست تنگ میشه، خیلی تا. دوستت دارم خیلی بار. اسمایلی حرف زدن با وبلاگ.


برای تویی که شمایی

نوشته شده توسط monire.ir @ ساعت۸:۳۵ قبل از ظهر در ۱۴ آبان ۱۳۸۸

دیروز بحثی توی فرفر شد در مورد اینکه چرا مثلا یه سری دختر آقایون رو با لغت “آقای فلانی” نام میبرم و افعال مربوط رو جمع میبندم. بارها بهم گفتند «من یک نفرم پس نگو شما، بگو تو» و گاهی حتی بهشون برخورده چرا احساس صمیمیت نمیکنم. الان یهو یاد این پست رویا افتادم :
حال‌ام [...]


عشق بود ، شد علاقه

نوشته شده توسط monire.ir @ ساعت۴:۲۸ قبل از ظهر در ۱۴ آبان ۱۳۸۸

این پست رو هم ۱۳۸۷/۰۹/۱۳ نوشته بودم ولی منتشرنکردم :

غصه دار بودم از بی مخاطب خاصی “ای بابا ای بابا” رو که گفتم یادم اومد یه مدت مخاطب خاصم تو بودی. تــــو چه واژه قشنگ و نامانوسی. تو، تویی شاید هم یه همون تـــــــــوی ۱۳ تکه و ۶ رنگ.
تو را دوست داشتم. داشتم؟! دارم. و [...]