آرشیو برای دی ۱۳۸۸


تابلوهای راهنمایی رانندگی

نوشته شده توسط منیره @ ساعت۵:۳۳ قبل از ظهر در ۳۰ دی ۱۳۸۸

پیش بینی می‌شود در سال ۱۴۱۴ در صفحه‌ی ۲۴۹ کتاب قوانین و مقررات راهنمایی رانندگی چاپ سینزدهم یکی از تابلوهای انتظامی معرفی شده «توییت کردن در حین رانندگی ممنوع» و «چت کردن در حین رانندگی ممنوع» خواهد بود. البته اگر تا اون وقت نظام -و انتظام- همین نباشد و مملکت در دست فیلترچیان نماند و [...]

  • یک نظر @ تابلوهای راهنمایی رانندگی

احترامانه

نوشته شده توسط منیره @ ساعت۱۲:۱۲ قبل از ظهر در ۳۰ دی ۱۳۸۸

اوایل وقتی تو چت صداش می‌زدم و فقط یه علامت سوال «؟» واسم می‌فرستاد حس می‌کردم اندازه‌ی یه سر تکون دادن واسم ارزش فائله، ته دلم حس بدی داشتم. ولی با این حال ترجیح می‌دادم به اون «هان» گفتن اون یکی دوستم. جدیدا وقتی صداش می‌زنم و به جای «جانم» بهم میگه «بله» می‌فهمم که [...]


مناجات

نوشته شده توسط منیره @ ساعت۸:۱۵ قبل از ظهر در ۲۶ دی ۱۳۸۸

به بهشت و حور چه نازم. مرا دیده ای ده که از هر نظر بهشتی سازم .
خواجه عبدالله انصاری

و از من به شمایی که چشم هایتان را بستید و دهان را گشودید، نصیحت؛ ببیندید آنچه را که ندانسته باور کردید و به مردم تهمت زدید. و بیندیشید که بهشت شما کوردلان چگونه است؟


ماجراهای من و لپ‌تاپم

نوشته شده توسط منیره @ ساعت۱:۱۹ قبل از ظهر در ۲۴ دی ۱۳۸۸

بعد روزی که با صادق در مورد فرزند خوندگیم حرف زدم، شرط کرد که باید لپ‌تاپ بخری، خوب آخه خانوادگی همه  صفر و یکی هستند و خوبیت نداشت دختر خانواده (که من باشم) لپ‌تاپ نداشته باشم. این بود که یه مدت مدیدی درگیر پسند کردن لپ‌تاپ بودیم (و با تشکر از کمال بابت اون پست [...]

  • ۴ نظر @ ماجراهای من و لپ‌تاپم

دلنوشته های یک آبجی

نوشته شده توسط منیره @ ساعت۹:۳۴ بعد از ظهر در ۲۰ دی ۱۳۸۸

آرشیو وبلاگش میگه مهر ماه ۸۶ بود. ولی شاید حتی زودتر، واسش وبلاگی ساختم رو بلاگفا. و البته این چند روز با اینکه اصفهان بودم (در حال انجام کارهای تسویه حساب دانشگاه م) وبلاگش رو منتقل کردم روی هاست شخصی و وردپرس + مبارکش باشد و بر ما تسلیت باد :دی
وبلاگ جدید آبجی محبوبه
فتوبلاگش
پ.ن. چه [...]

  • ۲ نظر @ دلنوشته های یک آبجی

هیجان زدگی

نوشته شده توسط منیره @ ساعت۷:۳۱ قبل از ظهر در ۱۹ دی ۱۳۸۸

بله بله من امروز ظهر وارد اصفهان شدم و کمی تنهایی اصفهان گردی کردم و بعد اومدم خوابگاه. کلی دلم تنگولیده بود واسه اصفهان و دوستای ساکن اصفهانم. حالا همه ی اینا به کنار، شبی خبر ازدواج دو دوست همدانشگاهی (یزدی-مدیدی) رو شنیدم که تا دو ساعت بچه ها داشتن فکم رو جمع میکردن :دی [...]


حفاظت شده: خودکشی راهی برای آزادی

نوشته شده توسط monire.ir @ ساعت۵:۱۵ بعد از ظهر در ۱۱ دی ۱۳۸۸

هیچ چکیده‌ای موجود نمی‌باشد زیرا‌این یک نوشته حفاظت شده است.

  • برای نمایش دیدگاه‌ها رمز را بنویسید. @ حفاظت شده: خودکشی راهی برای آزادی

به کجا میرویم؟

نوشته شده توسط monire.ir @ ساعت۴:۳۴ بعد از ظهر در ۸ دی ۱۳۸۸

دل خوش از آنیم که حج میرویم
غافل از آنیم که کج میرویم
کعبه به دیدار خدا میرویم
او که همینجاست کجا میرویم
حج بخدا جز به دل پاک نیست
شستن غم از دل غمناک نیست
دین که به تسبیح و سر و ریش نیست
هر که علی گفت که درویش نیست
صبح به صبح در پی مکر و فریب
شب همه شب گریه [...]


کریسمس مبارک

نوشته شده توسط monire.wp @ ساعت۲:۰۱ بعد از ظهر در ۴ دی ۱۳۸۸

تست از فلاک

Blogged with the Flock Browser