بله بله من امروز ظهر وارد اصفهان شدم و کمی تنهایی اصفهان گردی کردم و بعد اومدم خوابگاه. کلی دلم تنگولیده بود واسه اصفهان و دوستای ساکن اصفهانم. حالا همه ی اینا به کنار، شبی خبر ازدواج دو دوست همدانشگاهی (یزدی-مدیدی) رو شنیدم که تا دو ساعت بچه ها داشتن فکم رو جمع میکردن :دی کلی باحال بود، کلی کف کردم و هیجان زده شدم و اینا :دی مائده.م که تو مدید ۵ همکار من بود وبه قول رفقا تنها ۸۳ ای که جزو اکیپ ماها (شایدم اونا) بود :دی محسن.ب هم ۸۵ ای هست و مدید ۶ و چون از معدود پسرای نجیب و باجنبه بود ما ها همیشه سر به سرش میذاشتیم (به خصوص من که پیله میکردم ازش عکس میگرفتم) بعد من از شنیدن این خبر به قدری شوک زده شدم که …. اصلا وبلاگم رو به خاطر اونا افتتاح کردم مجددا باز :دی
خلاصه از همین تریبون به هر دوشون تبریک میگم. ایشالا به پای هم پیر شن و اینا
بعد جالبه نشد دو تا دوستام با هم ازدواج کنن و من از قبل عکس دو نفره ازشون نداشته باشم :دی این عکس -و چند عکس مشابه دیگه- رو هم مشاوره انتخاب رشته ی امسال ازشون گرفتم :دی
پ.ن. آقا من از قدیم الایام «ماعده» رو مینوشتم «مائده» گیر ندینا میزنمتون :دی
چند ثانیه بعد نوشت : راستیتش ما یزدی های دانشگاه صنعتی اصفهان چون تعدادمون زیاده و اینا، مجمعی داریم (به اسم مدید) بعد کلا به غیر از طیف خاص خر مذهب و یا حتی سوسول، اغلب ماها که معتدل و میانه روییم با هم خیلی صمیمی هستم و برنامه های مختلفی اجرا میکنیم، از نمایشگاه و مشاوره و اتوبوس گرفتن و اینا گرفته تا جلسه شعر و مجله و غیره …. حالا اینا هیچی. اگه دقت کرده باشین ما دخترا بیشتر با پسرای کوچیکتر از خودمون صمیمی میشیم (بعد شماها رو نمیدونم – دور و بر من اغلب دخترا این طوری ان) به نظر خودم یکی از دلایلش اینه که فکر میکنیم این طوری دوستی هامون بی ریاست، بدون هیچ منظور نیت خاصی. امروز به دوستم میگفتم دیگه باید حواسمونو جمع کنیم، عاشق شدن و ازدواج کردن سن و اینا نمیشناسه :دی








AmirTnT @ ۷:۵۴ ق.ظ
بله بله
))) مبارک باشه
[پاسخ]
mahla @ ۳:۵۲ ق.ظ
jaleb bood.
[پاسخ]
ali @ ۹:۴۰ ب.ظ
salam
kheili khoshahl shodam roozi ke shenidam mohsen doomad shode
vali vaghean shoma khodetoon ro miyane ro midoonid shoma ke 2rooz akhlaghetoon mesle ham nist d: .in bara hame hast ke fekr mokonan motadeland faghat makhsoos shoma nist.
[پاسخ]