بعد روزی که با صادق در مورد فرزند خوندگیم حرف زدم، شرط کرد که باید لپتاپ بخری، خوب آخه خانوادگی همه صفر و یکی هستند و خوبیت نداشت دختر خانواده (که من باشم) لپتاپ نداشته باشم. این بود که یه مدت مدیدی درگیر پسند کردن لپتاپ بودیم (و با تشکر از کمال بابت اون پست خوبش) حتی گاهی این قدر مدلهای مختلف میدیدم که دیگه عصبی میشدم میگفتم لپتاپ نمیخوام. یا مثلا به مهدی و صادق میگفتم اصلا خودتون واسم انتخاب کنین. تا روزی که … اول دی ماه که بیخیال سر کاررفتن شدم به کل هم قید لپتاپ رو زدم. منتها این یه مدت توی خونه به قدری سر کامپیوتر و اینترنت اذیت شدم که باز گفتم هر طور شده میخرمش.
چهارشنبه اون هفته (۱۶ دی) به مهدی گفتم تصمیم گرفتم بخرم، پنجشنبه مدلشو انتخاب کردیم و جمعه مهدی پولشو واریز کرد و شنبه معامله قطعی شد و یکشنبه هم به دستش رسید. ولی خوب از دوشنبه تا حالا که از اصفهان برگشتم قسمت نبود برم از شرکتشون بگیرم :دی آخه مامان اینا خبر نداشتن خریدم و راضی کردنشون کار حضرت فیل بود. قدم به قدم وارد شدم، اول گفتم میخوام، که همش میگفتن نه! بعد دو روز بعدش به مامانم گفتم خریدم و از ترس بابا جرئت اوردنشو ندارم. دیگه همه میدونستن خریدم (حتی داییم) الا بابام که میگفتن نه! چی کار لپتاپ داری؟ دیگه بالاخره دیشب راضیشون کردم که امروز برم بخرم (!!) که رفتم و گرفتمش.
خلاصه این چند روز بچهام (لپتاپه) به مهدی عادت کرده بود. بعد منم تازه بعد از یک هفته دیدمش و کمی غریبی میکنه :دی (نتونستم با کامپیوتر آبجیم شبکهش کنم) مجددا دست مهدی و عمودرد نکنه که واسش ویندوز سون و اوبونتو ۹.۱۰ و یه سری نرم افزار جانبی و اینا … نصب کردند. تازه بگمتون که ۶۰۰ تومن لپتاپ صرف شیرینی نمیکنه :دی هی نگین شیرینی میخوام و اینا :دی
پ.ن. بچهام سیستم تشخیص صورت داره بعد هی مهدی رو به عنوان صاحبش میشناخت منو نمیشناخت. هی روزگار!
پ.ن.۲. یاد دوربین خریدنم افتادم، دو سال و نیم پیش هم همین قدر سر دوربین خریدن اذیت شدم (حتی بیشتر) یادش به خیر اون بار هم زهرا درخشان صنعت کار میکرد و کمکم کرد مدل دوربین انتخاب کنم.








m @ ۹:۱۳ ق.ظ
مبارک است . تویتر ما درست نشده!
[پاسخ]
مریم @ ۶:۲۲ ب.ظ
مبارکه منیره جون.
[پاسخ]
دهاتی @ ۱:۱۵ ق.ظ
حالا یه سیب زمینی با چیزبرگز ارزشش داشت تو وبلاگ بنویسید که نمیدید؟
از اولشم میدونستم نمیدید میخواستم امتحانتون کنم:دی
[پاسخ]
جادی @ ۶:۱۱ ق.ظ
مبارک باشه منیره خانم (: جای خوشحالی است که اوبونتو هم داری روش (: امیدوارم کماکان نوشته ها و توییت ها رو بخونیم.
[پاسخ]