نوشته شده توسط منیره @ ساعت۱۲:۰۸ قبل از ظهر در ۲۸ بهمن ۱۳۸۸
همون طور که میدونین (شاید هم ندونین) این چند روز تعطیلی رفته بودیم بندرعباس. ما و خاله بزرگه و دایی بزرگه. خلاصه اگه از بعضی دل سنگینی ها و بی برنامگی ها و گشنگی ها بگذریم سفر خوبی بود. هر چند میتونست بهتر هم باشه.
بعد من که رفته بودم لپتاپ و دوربین و پایهش [...]
نوشته شده توسط منیره @ ساعت۴:۲۶ قبل از ظهر در ۱۷ بهمن ۱۳۸۸
سر در مسجد جامع یزد – مسجد جامع یزد یکی از نمونههای بارز شیوه آذری است. این سردر یکی از بلندترین یوانهای ساخته شده در ایران است. روشهایی در ساخت این ایوان افراشته به کار گرفته تا ارتفاع آن را در چشم بیننده هر چه بیشتر جلوه دهد. برخلاف ایوانهای پهن دوره سلجوقی، [...]
نوشته شده توسط منیره @ ساعت۹:۵۴ قبل از ظهر در ۱۱ بهمن ۱۳۸۸
میخوام وب یکی باشم.
گودر منو تنها کرد، یادم رفت میتونم تو وبلاگ دوستام کامنت بذارم.
فرندفید منو تنها کرد، یادم رفت میتونم دوست دوستای حقیقیم باشم نه آدمای مجازی.
توییتر منو تنها کرد، یادم رفت میتونم به جای جملات چرند ۱۴۰ کاراکتری وبلاگ بنویسم.
و تمام اون چیزی که شما نامش رو گذاشتین وب ۲ فقط آدما [...]
نوشته شده توسط منیره @ ساعت۹:۲۹ قبل از ظهر در ۲ بهمن ۱۳۸۸
دوستان میدونن شعارم این است که «کسی که کتابی قرض بده احمق و اونی که کتابی که گرفته رو پس بده احمقتره» با این حال همیشه احمق بازی در میارم و خوشم میاد کتابامو قرض بدم . البته امید دارم به لطف دوستان که کتابامو پس بیارن ولی خوب گاهی هم میشه که امیدم ناامید [...]