نوشته شده توسط monire.wp @ ساعت۲:۰۱ بعد از ظهر در ۴ دی ۱۳۸۸
تست از فلاک
Blogged with the Flock Browser
نوشته شده توسط monire.wp @ ساعت۲:۰۱ بعد از ظهر در ۴ دی ۱۳۸۸
تست از فلاک
Blogged with the Flock Browser
نوشته شده توسط monire.wp @ ساعت۱۲:۰۵ بعد از ظهر در ۱۸ آبان ۱۳۸۸
نوشته شده توسط monire.wp @ ساعت۹:۱۶ بعد از ظهر در ۸ شهریور ۱۳۸۸
ترک دینی که انتخابی نیست و ارث نسل های قبلته چه طور میتونه حکم ارتداد پیدا کنه؟
به قول سهراب : مذهب شوخی سنگینی بود که محیط با من کرد. و من سالها مذهبی ماندم، بی آنکه خدایی داشته باشم
نوشته شده توسط monire.wp @ ساعت۴:۵۶ بعد از ظهر در ۸ شهریور ۱۳۸۸
وقتی خودت با دستای خودت چیزی رو نابود میکنی ناراحت نمیشی، فقط گاهی شاید حسرت نداشتنش رو بخوری
ولی وقتی اون چیز خودش نابود بشه اون وقته که میخوای از غصه بمیری
مرگ عزیزان
یادگاری یک دوست
رابطه دوستی
و حتی وبلاگ
نوشته شده توسط monire.wp @ ساعت۴:۴۷ بعد از ظهر در ۸ شهریور ۱۳۸۸
+ چی شده؟ مگه کسیت مرده که این طوری گریه میکنی؟
- آره خوب! وبلاگم مرده
پ.ن. خوب چی کار کنم؟ دست خودم نیست که، یادم که میاد همین جوری اشکم هم درمیاد.
نوشته شده توسط monire.wp @ ساعت۹:۰۵ قبل از ظهر در ۸ شهریور ۱۳۸۸
فلیکر که فیلترش عجیب غریبه، فری گیت هم بازش نمیکنه. بعد فتوبلاگ خودم که در حال حاضر ترکیده. پس فعلا مجبوری اینجا عکس آپلود میکنم :
نوشته شده توسط monire.wp @ ساعت۱۲:۲۷ قبل از ظهر در ۷ شهریور ۱۳۸۸
فکر کنم اغلبتون فیلم دلشکسته رو دیدین، یه فیلم خیلی شعاری و زیادی آرمانی و فراواقعی. ولی خوب از حق نگذریم بعضی دیالوگاش قابل تأمل و بعضی جالب بودن :
* شانه به شانه، نه سایه به سایه
* نوشته هاتون خیلی به خودتون نمیاد
* تو کوزه گری؟ کارگاه داری
* چشای شما که فقط سنگ فرش رو [...]
نوشته شده توسط monire.wp @ ساعت۱:۰۲ قبل از ظهر در ۶ شهریور ۱۳۸۸
جدای از معیارای دیگه ام واسه ازدواج، اگه یکی رو پیدا کردم که تو بیان احساسات و افکارش به اندازه خودم راحت و صادق بود مطمئنا روش حساسیت کمتری به خرج میدم.
پ.ن. اومدم بگم خودم میرم خواستگاریش بعد دیدم چنین فردی کارو به این جنگولک بازیا نمیکشه.
اومدم بگم به کل قید شرطامو میزنم بعد دیدم [...]
نوشته شده توسط monire.wp @ ساعت۹:۱۷ بعد از ظهر در ۵ شهریور ۱۳۸۸
بعد نداشتن هاست یه مزیت داره؛ وبلاگت تو جیب جا میشه :دی
پ.ن. زد به سرم اگه احیانا خدا خواست و وبلاگ روی هاستم سر حال شد اینجا رو میکنم مینیمالکده و هی زرت زرت به جا توییتر اینجا از خودم افاضات در میکنم :دی
نوشته شده توسط monire.wp @ ساعت۸:۴۰ قبل از ظهر در ۴ شهریور ۱۳۸۸
بعضی وقتا یه اتفاقاتی می افته که میشینم فکر میکنم، به اعتقاداتم، به رفتار بقیه. بعد این روزها که ماه رمضون شده بیشتر در مورد مسائل اعتقادی تامل میکنم. بعد دیشب یه بحثی شد و من مطلبی روی لوکالم نوشتم. بعد دیدم در تاریخ های مختلف چند مطلب مشابه دیگه هم نوشتم ولی منتظر نکردم. [...]